طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی

سوزستان

****************حرف‌های سوزان دلم که چاره‌شان نگاشته‌شدن بود ... نوشته‌های زهرا آراسته‌نیا

سوزستان

****************حرف‌های سوزان دلم که چاره‌شان نگاشته‌شدن بود ... نوشته‌های زهرا آراسته‌نیا

مشخصات بلاگ
سوزستان

هم فلسفه می خوانم و هم نقاشم
هر صبح به صورتم غزل می پاشم
"آراسته"ام به نام "زهرا" ای کاش
با سیرت فاطمی مزین باشم

صرفا جهت ثبت در خاطراتم:
مقام های کسب شده توسط این وبلاگ تا کنون
1- برگزیده بخش شعر مسابقه زیر نور ماه( هفته دفاع مقدس) -مهر 92
2- برگزیده بخش شعر مسابقه عاشورای انقلاب - دی 92
3- مقام دوم بخش یادداشت و مقاله مسابقه فریاد انقلاب - بهمن 92
4- برگزیده بخش شعر همایش پاسداشت شهدای امر به معروف خوزستان- مرداد 93
5- برگزیده مسابقه وبلاگ نویسی من انقلابی ام - بهمن 93
6- برگزیده مسابقه شعر من زنده ام - اسفند 93
7- برگزیده مسابقه شعر طنز دکتر سلام - اردیبهشت 94

Yemen ifyemen

جنبش letter4u

بایگانی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۹ دی ۰۱، ۰۸:۰۲ - مجید فضیلت
    احسنت
  • ۳۰ خرداد ۰۱، ۰۶:۵۵ - ج....ک
    تشکر

۳۰ مطلب با موضوع «شعر دفاع مقدس» ثبت شده است

بر جان احساسم نشسته گرد آهی
بر دوش ایمان می کشم بار گناهی
با خود برایی واژه ها لبخند داری
لبخند تو هِی می کشد من را به راهی...
تا عاقبت دل را به یوسف ها رسانم
یعقوب من این بار افتاده به چاهی
عاشق شدی اما به اسلوب حماسه
باید به اوزان غزل شک کرد گاهی
یک نینوا فریاد در نای تو جاری ست
از نوحه می سازی برای خود سلاحی
باران بهمن ماه، ای مرد جنوبی
"دِز" را تب شور شما کرده ست راهی
در عصر سیمان هم سرودی می شود بود
بر ساحت قدس الهی خرده کاهی1


1-    شهید بهمن (محمدجواد) دُروَلی،از فرماندهان شهید شهرستان دزفول،  در وصیت نامه خود اینگونه نوشت: " دوست دارم قبرم را ساده و همسطح زمین درست کنید و با اندکی سیمان روی آنرا بپوشانید و فقط با انگشت روی آن بنویسید:
پر کاهی تقدیم به آستان قدس الهی و همه برایم طلب مغفرت نمائید."

  • زهرا آراسته نیا

مدتی قبل مطلبی نوشته بودم با عنوان قطعه ای عجیب در شهیدآباد دزفول که مربوط به دست و پاهای جامانده از شهدای موشکی دزفول بود.

چند وقت پیش برسر مزارشون رفتم و عکس هایی تهیه کردم که بد ندیدم برای شما بذارمشون.

اگه خواستید شما هم زیارتشون کنید، می تونید به گلزار شهدای شهید آباد دزفول، پشت قطعه شهدا برید. محوطه ی کوچیکی می بینید که با دیوار بلوکی حدودا نیم متری مشخص شده... ما رو هم دعا بفرمایید

قطعه دست و پاها

قطعه دست و پا ها  دست و پا

درود بر تمام شهدایی که اقتدار امروزمان ثمر خونشان است... اقتدار کشور را نان نمی فروشیم

  • زهرا آراسته نیا

آمدی تا رو کنی نامردی خناس ها
سبز می مانی علی‌رغم تمام داس ها

چشمه چشمه شور می‌جوشد به شهر تشنه مان
عطر غیرت می دهد تابوت این غواص ها

غرق خواهد شد تمام فتنه ها وقتی کمی
نور می پاشد خدا بر خانه ی احساس ها

یکصد و هفتاد و پنج آزاد، با سربند عشق
می رسد با رمز یازهرا، سپاه یاس ها

در زمانی که جهان در گیرو دار جنگ هاست
باز برپا می شود هنگامه ی اخلاص ها
 
خمره ی عمر تمام دیوها از شیشه است
شیشه ها را می برد اعجاز این الماس ها
 
دسته گل را آب داد و اشک هایش پا گرفت
مادری که بوده عمری سوژه ی عکاس ها
 
چشم های نیلی دریا دوباره واشده
تازه شد از نو تمام قصه ی عباس ها

  • زهرا آراسته نیا

به زبان مادری برای شهرم دزفول...

دنیان عاشُق کوردیه ، عشقت دُرو نه

سی استقامت لف وجودت آبرو نه

عاجز مکن دلته اگرچه هم الف تو

موشک دلش گیر تونه تقصیر او نه

4 خرداد، روز مقاومت و پایداری - روز دزفول گرامی باد

  • زهرا آراسته نیا

دائم غزل ها را  من از نو می نویسم
با اشک پاک واژه از تو می نویسم
هر روز اسم تازه ای سرخ و کنارش
از ما و بار نام رهرو می نویسم
باغ شهادت باز درها را گشوده ست
اسب سفید و شَنگ بـِرنو می نویسم
هرچند تنها ماندم و گل پونه ای نیست
ازسیل غم، از نور ؛ هردو می نویسم
پشت تمام واژه ها یک جاده معناست
با فونت رویا، بُلد، "پاشو!" می نویسم

  • زهرا آراسته نیا

اتل متل بسیجی همونکه بی قراره
از نامروّتی ها یه دنیا قصه داره

یه روزیه اسبی داشتو یه سنگر قشنگی
عکس امام و قرآن، روی دوشش تفنگی

دلش پر از غصه شد جنگ‏ که‏ به آخر رسید
غصه و دردورنجش یکی یکی سررسید

  • زهرا آراسته نیا

شبیه حرفهای من،
ستون خانه ی تو بود
که در هجوم موشکی
خموش و بی کس و غیور،
                             نمرده و شهید شد.

  • زهرا آراسته نیا

هر چند تنت تکیده، دل، خسته شده
چشمت به شکوه اشک وابسته شده
سوگند به قطره قطره خون پسرت
شیرازه ی دین به دامنت بسته شده 

  • زهرا آراسته نیا

دیشب سعادت یار شد و مهمان شهدای گمنام بودیم در قرارگاه شهید محمودوند اهواز و این ترانه سوغات این مهمانی:

توی تاریخ آدم ها همیشه

به دنبال طلا بودن تو خاکا

یه خاکی هست اینجا که طلا شد

به اکسیر پلاکی از شماها

تو وایسادی سر حرفت که حالا
هنوزم حرفی از آدم بمونه
هنوزم با همه نامردمی ها
کسی باشه که از مردی بخونه

ببین کم کم یه حس ناامید و
به آهنگ غزل هامون سپردن
من و از من بگیر و عاشقم کن
بجنب تا آرزوهامون نمردن

بلند شو مرد، بیدارم کن از خواب
نگا کن راه خوبت ناتمومه
ببین دارن به حرفامون می خندن
بگو عاشق کیه ، حق با کدومه؟

تو برگشتی اگر چه جسم پاکت
توی یک کیسه ی کوچیک جا شد
تموم کوچه بوی عطر می داد
جلو پای تو وقتی شهر پا شد...

  • زهرا آراسته نیا

ومن گم کرده ام راه جنون را
طریق‌عاشقی‌،‌ دریای خون را


تمام‌شعرهایم‌قطره‌اشکی‌ ست
مگربنشانداین سوزدرون را


وبیچاره دلم تسلیم من شد
گرفتم دامن دنیای دون را


میان‌دشت‌فکه‌چشم‌من‌دید:
عروج ذره‌ای خاک زبون را


شقایق‌ای‌نگاهت‌سرخ‌وشیرین
دعـاکن تا بسازم بیستـون را


8/5/80

  • زهرا آراسته نیا