
خبر خبر یه عاشــــــق
کشته دلش رو حسرت
تو این چــــرخ زمونـه
بس که کشـیده غربت
کوچیک بودش وقتیکه
قصه جنگ وخون بـود
وقــتی صــفا مـــثل آب
تو کوچـهها روون بود
- ۲ نظر
- ۲۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۹:۴۶

خبر خبر یه عاشــــــق
کشته دلش رو حسرت
تو این چــــرخ زمونـه
بس که کشـیده غربت
کوچیک بودش وقتیکه
قصه جنگ وخون بـود
وقــتی صــفا مـــثل آب
تو کوچـهها روون بود
دلم
می سوزد برای سیب
وقتی که
لک های زمان بر پیکرش افتاد
از چشم های عاشقان افتاد
آی ، عاشق نمایان این همان سیب است!
همان سرخی که زیبائیش
مضمون غزل ها بود
و لمس دست های هرزه تان
رنگ و لعاب چهره اش را برد
حالا او
به دور از باغ
به دور از خنده های داغ
اینجا ساکت افتاده
صدای ناخوش کرمی
سراغ از لحظه اش پرسید ....

آری تو بر خلاف آنان که ایران و غیرت ایرانی تنها لق لقه ی زبانشان است و برای پارسی بودن زبانشان حنجره می درند و سرخی رویشان از آتش خودساخته ی چارشنبه سوری هاست ، با افتخار از "دژپل" بودن گذشتی و به حرمت کلام قرآنت "دزفول" نام گرفتی و ایرانی بودنت را در کشاکش سرخی آتش موشک باران ها به دفاع ایستادی ...
"اپلیکیشن" توبه ام آن قدر دیر "لود" می شود که می ترسم
عمرم به سر آید
خدایا، مرا "آپ دیت" کن !

سلام بر امام هادی(ع) ....
سلام بر شمایی که بر تارک علم ایستادید و با تمام کودکی معجزه ی علم خدا را به رخ اعصار کشیدید...
سلام بر شما که مظلومانه و عارفانه از پس تبعیدها و زندان ها ، عطر دلانگیز علی دوستی را بر مشام جهانیان چشاندید و دنیایمان را آرام آرام مهیای مهدی(عج) نمودید....
هنوز هم که هنوز است عالمان اقتصاد و ارتباط درمیمانند درک عظمت "شبکه وکلای شیعه" ی شما را ... طرحی که در کمال دقت و ظرافت و عظمت به تصویر می کشد چگونگی ارتباط مسلمانان با امام غایب را .....
بی هیچ لیاقتی اذن دخول دادید من کمترین را در فضای سامرایتان .... آنجا که زخمی هجوم شغالان بود و اولین بار بود که در بارگاه یکی از اولاد پیغمبر به جای اشک، خشم را حس می کردم .... ذره ذره ی وجودم خشم بود و دندان به هم می ساییدم و ذکر طواف حرمتان " مرگ بر آمریکا " می گفتم زیر لب....
آخر مگر می شد حرم امامانم را ویران ببینم و سرداب موعودم را خاکی زیارت کنم و بی خیال، "السلام علیک" بگویم و دعای فرج بخوانم؟ ... بخدا که چنین دعای فرج خواندنی صد سال سیاه هم به آمین نخواهد رسید ....
مصلحــت نیست که از خود جنمی رو سازیـــم
یا که آرامــــش خـود را به خطـــــــر اندازیم
خـون یک عـده مسـلـمان به زمیـن می ریزنــد
مصلحــت نیست که حرفی به میـان اندازیــــم
دل آقـــا چو شکســتــند خودش می آیـــد!!!
مصلحــت نیست که اسبی به دفاعش تازیـــــم
حـرم امــن امـامـان که شـــده ویـــــــــرانـه
مصلحـت نیست که مـا تفرقـه ای درسازیـــــم
آخـر این مصلحت اندیشی ما حــدّی داشــت!
اُف به این شیعه ی نابــی که به آن می نازیـــم
این روزها خفاشان روزگار به خیال خام خود قصد توهین به ساحت مطهر شما را دارند ... و از یاد برده اند سالهای سال پیش از آنها پول دارترها و زوردارترها نتوانستند در برابر جبروت الهی شما قد علم کنند ....
ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست .... عِرض خود می بری و زحمت ما می داری!
تاریخ از یاد نخواهد برد آن همه جان کندن های متوکل عباسی را برای هتک حرمت والای شما... که نتیجه ای جز خواری و زبونی بیش از پیش خودش در بر نداشت ....
این روزها که کاریکاتورهایشان جولان می دهد فضای مجازی را .... خوب می دانیم از ترسی ست که دنیای واقعی شان از شکوه شما دارد ....
خوب می دانیم این نوچه های دجّال، شاخک هایشان خطر روشدن نامردی شان را خبر داده که این گونه بر جدّ مهدی ما می تازند ....
غافل از آنکه:
" یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ"صف آیه 8