طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی

سوزستان

حرف های سوزان دلم که چاره شان نگاشته شدن بود ... نوشته های زهرا آراسته نیا

سوزستان

حرف های سوزان دلم که چاره شان نگاشته شدن بود ... نوشته های زهرا آراسته نیا

مشخصات بلاگ
سوزستان

هم فلسفه می خوانم و هم نقاشم
هر صبح به صورتم غزل می پاشم
"آراسته"ام به نام "زهرا" ای کاش
با سیرت فاطمی مزین باشم

صرفا جهت ثبت در خاطراتم:
مقام های کسب شده توسط این وبلاگ تا کنون
1- برگزیده بخش شعر مسابقه زیر نور ماه( هفته دفاع مقدس) -مهر 92
2- برگزیده بخش شعر مسابقه عاشورای انقلاب - دی 92
3- مقام دوم بخش یادداشت و مقاله مسابقه فریاد انقلاب - بهمن 92
4- برگزیده بخش شعر همایش پاسداشت شهدای امر به معروف خوزستان- مرداد 93
5- برگزیده مسابقه وبلاگ نویسی من انقلابی ام - بهمن 93
6- برگزیده مسابقه شعر من زنده ام - اسفند 93
7- برگزیده مسابقه شعر طنز دکتر سلام - اردیبهشت 94

Yemen ifyemen

جنبش letter4u

آخرین مطالب
آخرین نظرات

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهید گمنام» ثبت شده است

۱۲ فروردین هم آمد و ۶۰ روز و ۶۰ شب از تخریب یادمان شهدای گمنام دزفول می گذرد....

وقتی بنا این شد که موزه پا بگیرد
قدرت کمی بالای خدمت جا بگیرد

باید برای صندلی آغوش واکرد
حتی اگر قبر شهیدی را بگیرد

عکاس جای قبرهای ناهماهنگ
عکس از رخ مسئول، چندین تا بگیرد!

با بلدوزر افتاده در گلزار مسئول
میخواهد انگاری که مرکاوا بگیرد

اصلا برای چه پر از قاب است اینجا؟
طراح باید الگو از دنیا بگیرد

صاف و بدون پستی و یکدست و یک شکل
باید که زیبایی به سبک ما بگیرد

یک اسکرین شات پر از یکسان شدن ها
دوربین ما خوب است از اینجا بگیرد

زهرا آراسته نیا

#طنز
#تخریب_مزار_شهدا
@arastehnia

  • زهرا آراسته نیا


سالهاست دزفول قهرمان در انتظار بهره برداری کامل از موزه دفاع مقدس می باشد تا شاید جایی آبرومند برای معرفی و ماندگاری خاطرات ایستادگی ها و مقاومت هایش باشد اما...

چند سالی هست که هشت شهید گمنام در محوطه این مرکز میزبان قلب دزفولی هایند و تلاش جوانان شهر برای آشنایی با نام و رسم زمینی این آشنایان آسمان، قصه ها دارد...
حال اما ماجرا چیز دیگری ست.
خواستیم به زیارتشان برویم که هر چه چشم گرداندیم اثری از بلندی بنای یادبودشان نیافتیم و سراسیمه وارد محوطه شدیم و دیدیم آنچه را که دل می سوزاند...
یک زمین خاکی که با نم نم باران گل شده بود و دور تا دورش تنها با گونی های پر از خاک نشان گذاری شده بود و نه بنای یادبودی داشت و نه سنگ مزاری و نه حتی آجری که نشان دهد هر شهید کجا خاک بوده!
خواستم به حکم "فاخلع نعلیک"، پای افزار دراورم و روی موکت بنشینم و فاتحه بخوانم، دیدم موکت درست روی جایی که قبلا سنگ مزار شهید بود گذاشته شده! اصلا معلوم نبود داری پایت را روی کدامین شهید می گذاری! کدامین لاله زیر پای تو خواهد ماند!
تنم می لرزید و از ورود به وادی مقدسشان چشم پوشیدم، که قرار من روی لاله پاگذاشتن نبود...
پرسیدم و گفتند، طرح جدید ساختمان موزه از تهران آمده و بنای یادبود به طرح نمی خورد!!
خدای من! چه می شنوم؟! طرح باید به شهدا بخورد یا شهدا به طرح؟؟؟؟؟
اصلا مگر طرح قدیم اینجا راه افتاده بود که حالا طرح جدید بخواهد؟
به فرض که وحی منزل است و باید طرح نو دراندازند! نمی شد پول و مصالح و تجهیزات را آماده کنند و بعد در یک روز هم بنای قبلی را تخریب و همان وقت به ساخت بنای نو اقدام کنند تا مادران شهید شهرمان چنین شخم زده شدن مزار جگرگوشه های مملکت را نبینند؟ لابد با خودشان مرور کرده اند که همین عاقبت، چند سال بعد نصیب مزار شهید من هم خواهد شد و معلوم نیست چند مادر و پدر شهید این روزها قلبشان بی دلیل! یکهو! گرفته است...
شنیدم 12 بهمن مزارها تخریب شده اند و امروز 12 اسفند است و هیچ اثری از کمترین اقدامی برای بازسازی نیست که نیست...
🔴 آقایان لطفا دست از سر یادگارهای دفاع مقدس مان بردارید!
 تا کی قرار است هر جا هر کس بنا بود بازنشسته شود، به عنوان مسئول مرکز فرهنگی دفاع مقدس دزفول معرفی گردد؟
🔸 تا کی قرار است حقوقتان را از نام شهدا بگیرید و به قول خودتان، کار بسیجیتان را در حسینیه ثارالله انجام دهید؟
🔹 اصلا مگر این مراکز برای استفاده کاروان های راهیان نور نیستند؟ پس چرا هر سال درست در آستانه آغاز سفرها یک گوشه مرکز را به دست عمله بناها می سپارید و به بهانه تعمیرات و آماده نبودن موزه هیچ دستاوردی از شما نمی بیبنیم؟
شما آدم های خوبی هستید. این را مردم دزفول می دانند اما هر آدم خوبی برای هر کاری ساخته نشده است!

می ترسم از اینکه روزی برای عاقبت به خیریتان دست به دامن عزرائیل شویم!

#زهرا_آراسته_نیا

  • زهرا آراسته نیا

آمدی تا رو کنی نامردی خناس ها
سبز می مانی علی‌رغم تمام داس ها

چشمه چشمه شور می‌جوشد به شهر تشنه مان
عطر غیرت می دهد تابوت این غواص ها

غرق خواهد شد تمام فتنه ها وقتی کمی
نور می پاشد خدا بر خانه ی احساس ها

یکصد و هفتاد و پنج آزاد، با سربند عشق
می رسد با رمز یازهرا، سپاه یاس ها

در زمانی که جهان در گیرو دار جنگ هاست
باز برپا می شود هنگامه ی اخلاص ها
 
خمره ی عمر تمام دیوها از شیشه است
شیشه ها را می برد اعجاز این الماس ها
 
دسته گل را آب داد و اشک هایش پا گرفت
مادری که بوده عمری سوژه ی عکاس ها
 
چشم های نیلی دریا دوباره واشده
تازه شد از نو تمام قصه ی عباس ها

  • زهرا آراسته نیا

آمده بودیم تا تشییع مان کنید!
این را از گلهای نرگسی که

از کنار تابوت های تان روی سرمان می ریخت

فهمیدم.

  • زهرا آراسته نیا

دیشب سعادت یار شد و مهمان شهدای گمنام بودیم در قرارگاه شهید محمودوند اهواز و این ترانه سوغات این مهمانی:

توی تاریخ آدم ها همیشه

به دنبال طلا بودن تو خاکا

یه خاکی هست اینجا که طلا شد

به اکسیر پلاکی از شماها

تو وایسادی سر حرفت که حالا
هنوزم حرفی از آدم بمونه
هنوزم با همه نامردمی ها
کسی باشه که از مردی بخونه

ببین کم کم یه حس ناامید و
به آهنگ غزل هامون سپردن
من و از من بگیر و عاشقم کن
بجنب تا آرزوهامون نمردن

بلند شو مرد، بیدارم کن از خواب
نگا کن راه خوبت ناتمومه
ببین دارن به حرفامون می خندن
بگو عاشق کیه ، حق با کدومه؟

تو برگشتی اگر چه جسم پاکت
توی یک کیسه ی کوچیک جا شد
تموم کوچه بوی عطر می داد
جلو پای تو وقتی شهر پا شد...

  • زهرا آراسته نیا

یک کیسه ی کوچک سپید آوردند
بر قاب دل شکسته عید آوردند
شهر از تپش حضور او نور گرفت
وقتی خبر آمد که شهید آوردند

  • زهرا آراسته نیا