طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی

سوزستان

حرف های سوزان دلم که چاره شان نگاشته شدن بود ... نوشته های زهرا آراسته نیا

سوزستان

حرف های سوزان دلم که چاره شان نگاشته شدن بود ... نوشته های زهرا آراسته نیا

مشخصات بلاگ
سوزستان

هم فلسفه می خوانم و هم نقاشم
هر صبح به صورتم غزل می پاشم
"آراسته"ام به نام "زهرا" ای کاش
با سیرت فاطمی مزین باشم

صرفا جهت ثبت در خاطراتم:
مقام های کسب شده توسط این وبلاگ تا کنون
1- برگزیده بخش شعر مسابقه زیر نور ماه( هفته دفاع مقدس) -مهر 92
2- برگزیده بخش شعر مسابقه عاشورای انقلاب - دی 92
3- مقام دوم بخش یادداشت و مقاله مسابقه فریاد انقلاب - بهمن 92
4- برگزیده بخش شعر همایش پاسداشت شهدای امر به معروف خوزستان- مرداد 93
5- برگزیده مسابقه وبلاگ نویسی من انقلابی ام - بهمن 93
6- برگزیده مسابقه شعر من زنده ام - اسفند 93
7- برگزیده مسابقه شعر طنز دکتر سلام - اردیبهشت 94

Yemen ifyemen

جنبش letter4u

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۱ تیر ۹۶، ۲۲:۰۱ - امیری
    100

۲۲ مطلب با موضوع «شعر عاشورایی» ثبت شده است

مقتل از لالایی و مادر حکایت می کند
نیزه اما از جدایی ها شکایت می کند

با تمام کودکی حقا که آقا زاده است
از محبّان پدر روزی شفاعت می‌کند

  • زهرا آراسته نیا

بر چشم لبم نام شما جا دارد

اشک از غمتان تعزیه برپا دارد

روی سیهم کتیبه ی هیئت شد

این مجلس حُر عجب تماشا دارد

  • زهرا آراسته نیا

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام حضرت عاشق، سلام بر پیکر
به بوسه ای که لبی را رسیده از حنجر
ببین کلام خدا را دوباره نازل شد
به قدر سینه‌ی مقتل؛ مُقَطَّعه، بی سر
عقیق سرخ یمانی به خاک و خون افتاد
و روضه می‌رسد اکنون به داغ انگشتر
دوباره شام و حرامی... ولی نه این دفعه
نشسته نام برادر به گنبد خواهر
سلام من به دو دستی که آب را پس زد
نه خنده کرده به دشمن، نه دست داده به شر
قسم به شاخه‌ی زیتون که صلح یعنی تو
قیام سرخ گلویی مقابل خنجر
دوباره نوبت حج‌های ناتمام آمد
مِنا مِنا به امید تو می رسد یاور
غزل فدای تو حالا حماسه باید خواند
رسیده قصه‌ی ظلمت به انتها دیگر
برای صبح فرج عاشقانه حک کردیم
به روی بیرق خود؛ یا حسین، یا حیدر

آراسته نیا

  • زهرا آراسته نیا

یک کاروانِ با غُــــل و زنجیـــر می رود

با بچّه های پیـر و زمین گیـــر می رود

با معجری که نیست، لباسی که سوخته

ناموس یــاس، آیه ی تطهیــــر می رود

*

حالا کنـــار جـــادّه این خــــانم عــرب

با یـــاد آن بانوی شمشیـــــــر می رود

موکِـب برای عرض ارادت بــه پـــای او

تا شــوش - قلعه ی دلگیـــر - می رود

یا دانیـــــال ، ای حرمت خانه ی علـی

یک اربعیـن برای تـو تفسیـــر می رود

 90/10/25

پ ن: عربهای خوزستان هر ساله در اربعین حسینی مسیر اهواز تا شوش را با پای پیاده طی کرده و به زیارت حضرت دانیال نبی(ع) می روند . دیدن این صحنه های زیبا و عرفانی را به همه ی دوستان توصیه می کنم.

  • زهرا آراسته نیا

می ترسم " و لا " را آرام خوانده باشم و "جعل الله آخر زیارت منی " شده باشم

  • زهرا آراسته نیا

سن و سالش کم است با این حال

حرف حق را چه خوب می فهمد

دست  توی دست عمه ولی

دل میان سپاه می جنگد

 

از پدر یادگاری اش عشق است

مهربانی صفا کرم ایثار

چهره ی پدر به یادش نیست

دل ولی تنگ، تشنه ی دیدار

 

پیش چشمش عمو به خاک افتاد

: وای امامم حسین تنها شد

عمه دستش فشرد محکمتر

پا به پا کرد و موج برپا شد

 

تا که شمشیر می رود بالا

می دود دست او رها در باد

تیر و شمشیر تا فرود آمد

دست هایش فدا شد و جان داد

 

پیش مرگ امام خود گشته

درس ایثار یادمان داده ست

با ولایت همیشه باید بود

این شعار یل حسن زاده ست

 

محرم 1392

  • زهرا آراسته نیا

خیالش تا قیامت اشک داره
دمی که آسمون نقش زمین شد
همون وقتی که چشمای رقیه
دیگه حس کرده بود تنهاترین شد

  • زهرا آراسته نیا

دارد دوباره سینه زدن باب می شود

شهر از وقوع واقعه بی تاب می شود

نم نم به بام تکیه که باران چکید گفت:

ابر از خجالت لب او آب می شود

 11/8/92

  • زهرا آراسته نیا

مادرت زهرا ست، یعنی عالمی
بسته بر یک چرخش چشمان توست...

یا حســــین(ع)

  • زهرا آراسته نیا

مانده تا پشت زمین خم بشود
مانده تا کار زمان غم بشود
کاروان در ره و دلها به تپش
مانده تا ماه محرم بشود ...

  • زهرا آراسته نیا