طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی

سوزستان

****************حرف‌های سوزان دلم که چاره‌شان نگاشته‌شدن بود ... نوشته‌های زهرا آراسته‌نیا

سوزستان

****************حرف‌های سوزان دلم که چاره‌شان نگاشته‌شدن بود ... نوشته‌های زهرا آراسته‌نیا

مشخصات بلاگ
سوزستان

هم فلسفه می خوانم و هم نقاشم
هر صبح به صورتم غزل می پاشم
"آراسته"ام به نام "زهرا" ای کاش
با سیرت فاطمی مزین باشم

صرفا جهت ثبت در خاطراتم:
مقام های کسب شده توسط این وبلاگ تا کنون
1- برگزیده بخش شعر مسابقه زیر نور ماه( هفته دفاع مقدس) -مهر 92
2- برگزیده بخش شعر مسابقه عاشورای انقلاب - دی 92
3- مقام دوم بخش یادداشت و مقاله مسابقه فریاد انقلاب - بهمن 92
4- برگزیده بخش شعر همایش پاسداشت شهدای امر به معروف خوزستان- مرداد 93
5- برگزیده مسابقه وبلاگ نویسی من انقلابی ام - بهمن 93
6- برگزیده مسابقه شعر من زنده ام - اسفند 93
7- برگزیده مسابقه شعر طنز دکتر سلام - اردیبهشت 94

Yemen ifyemen

جنبش letter4u

بایگانی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۳ تیر ۹۹، ۱۰:۴۱ - پلڪــــ شیشـہ اے
    ای جان😭

۲۶ مطلب با موضوع «شعر عاشورایی» ثبت شده است

🥀 یا اباعبدالله ...

کنار تو بودنم آرزومه
اسم تو اون بغض توی گلومه
تموم سالمو برات زائرم
با عکسی که همیشه روبرومه

خودت میبینی وضع و احوالمو
میبینی پرونده‌مو که سیاهه
نگاتو برنگردونی که حالم
اگه نگات بتابه روبراهه

میون روضه تونه عاشقیمون
یه عشق عاقلونه ی عجیبه
دردمو تنها به خودت میگم که
غمت برای قلبمون طبیه

برای با تو بودنم جون میدم
خونم که از جُون* تو رنگی تر نیست
تا آخر دنیا باهات میمونم
یاری راه تو که بی خطر نیست

ما ملت امام حسینیم آقا
پرچمتون تو اوج آسمونه
علیِ اکبرای ما زیادن
شهادت افتخار نسلمونه

قبله‌نمای عشقه کربلاتون
دلای آزاده به تو دخیلن
حر نگاهتون میشن اونا که
عاقبتم تو راهتون قتیلن

تربت تو کاممو واکرده پس
ذکر لبم چی باشه غیر اسمت؟
یه یاحسین کلید هر قفلیه
خیلی به ما رسیده خیر اسمت

من التماست میکنم بخوای که
سرم بره توی مسیرت آقا
یه بیرق سبز و یه یالثارات
یعنی که عاقبت به خیره دنیا

✍ زهرا آراسته‌نیا

* (جُون: غلام امام حسین)
@arastehnia
  • زهرا آراسته نیا

حسین آمد که مصداق شجاعت در زمین باشد
حبیب الله و ثارالله و شاه اهل دین باشد
خدا می‌خواست تا راهی به درگاه یقین باشد
و آمد تا بشیر قلب ختم المرسلین باشد

برای شیعه اسم او سرور منجلی باشد
بهشت ما همین ذکر حسین بن علی باشد

مرید عشق؛ اشک ما، مراد عشق؛ چشمانش
جهان بانگ عطش دارد برای طعم بارانش
زمان روشن شد از نور رخ خورشید تابانش
زمین کربلا داند عیار ناب ایمانش

برای شیعه اسم او سرور منجلی باشد
بهشت ما همین ذکر حسین بن علی باشد

زمین؛ کرب و بلای او، زمان؛ هر لحظه عاشورا
فلک مست است تا دارد به کامش تربت اعلا
دعای مستجاب آنی که تحت قبه ی آقا
عزیز قلب زهرا و صفای خانه طاها

برای شیعه اسم او سرور منجلی باشد
بهشت ما همین ذکر حسین بن علی باشد

شهی آمد که بر دوش نبی معراج فرموده
و آقایی اهل جنت از اوصاف او بوده
به چای هیئتش پاک است قلب هر چه آلوده
ابوفاضل به سقایی آلش فخر بنموده

برای شیعه اسم او سرور منجلی باشد
بهشت ما همین ذمر حسین بن علی باشد

غزل با شوق وصل او سراپایش ارادت شد
ز عشقش بی سر افتاد و از آن پس قطعه عادت شد
خطوط مثنوی با او حماسی‌تر روایت شد
تمام حرف تا آخر شهادت شد شهادت شد

برای شیعه اسم او سرور منجلی باشد
بهشت ما همین ذکر حسین بن علی باشد

به چشم اربعینی ها صفای مرز مهرانی
ز درد دوری ات آقا پریشانم تو می‌دانی
تو الگوی دلیرانی و خوبانی و شیرانی
به پای مکتب نابت نشسته بس سلیمانی

برای شیعه اسم تو سرور منجلی باشد
بهشت ما همین ذکر حسین بن علی باشد

  • زهرا آراسته نیا

به شهید روحانی مدافع حرم، شهید محمد کیهانی


در جان جهان شور شهادت شده پیدا
مجنون شده در خون و پر از خون، دل لیلا

ما پای غم طایفه ی عشق نشستیم
هر کوچه پر از قاسم و اکبر شده حالا

در محضر معشوق شده خم قد کیهان؛
کیهانیِ دریا صفتِ کوهْ بلندا

ای یار حسین بن علی یاور زینب
آرامش چشم تو بهم ریخته شب را

در خانه کمیل تو و مقدادت و میثم
گردان تو برپا شده در یاری آقا

شمشیر علی، ای یل همنام محمد
ای یاور دین، نسخه قرآنی خونا

در جان تو معنای صحیفه ست تداعی
ای حالت تو شور مناجات دعاها

در حوزه ی علمیه ی عباس نشستی
در روح تو جاری ست وفاداری سقا

از غزه و لبنان و حلب تا دل تهران
هرجا که غمی بود، دلت رفت همانجا

از سمت حلب راه شهادت به تو وا شد
تکثیر شده کرب و بلا در تن دنیا

سر داده ای و از سر پیمان نگذشتی
دلداده ی سر مست ز پیمانه ی زهرا

ما نان و نمک خورده ی این طایفه هستیم
هیهات که زینب بشود بی کس و تنها

هر روز برای دل ما معرکه برپاست
تا کرب و‌بلا می رود این داغ دل ما

هر روز شهیدی به سر دوش کشیدیم
هر صبح به هر کوچه ی ما تعزیه برپا

ای اشک ترین، اشک ترین، اشک ترین، اشک
ای ژاله ی در روضه ی مکشوفه مهیا

ما دست دل خویش به دست تو سپردیم
تا هم قدم عشق رود با تو به بالا

خشک است و ترک خورده لب عاشقی ما
باران بشود کاش نصیب دل صحرا

زهرا آراسته نیا

  • زهرا آراسته نیا

دلم دیوانه، سامان یاحسین است

نوید پاک باران یاحسین است

دلت را کربلایی ساز عارف

تمام علم عرفان یاحسین است

  • زهرا آراسته نیا

مقتل از لالایی و مادر حکایت می کند
نیزه اما از جدایی ها شکایت می کند

با تمام کودکی حقا که آقا زاده است
از محبّان پدر روزی شفاعت می‌کند

  • زهرا آراسته نیا

بر چشم لبم نام شما جا دارد

اشک از غمتان تعزیه برپا دارد

روی سیهم کتیبه ی هیئت شد

این مجلس حُر عجب تماشا دارد

  • زهرا آراسته نیا

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام حضرت عاشق، سلام بر پیکر
به بوسه ای که لبی را رسیده از حنجر
ببین کلام خدا را دوباره نازل شد
به قدر سینه‌ی مقتل؛ مُقَطَّعه، بی سر
عقیق سرخ یمانی به خاک و خون افتاد
و روضه می‌رسد اکنون به داغ انگشتر
دوباره شام و حرامی... ولی نه این دفعه
نشسته نام برادر به گنبد خواهر
سلام من به دو دستی که آب را پس زد
نه خنده کرده به دشمن، نه دست داده به شر
قسم به شاخه‌ی زیتون که صلح یعنی تو
قیام سرخ گلویی مقابل خنجر
دوباره نوبت حج‌های ناتمام آمد
مِنا مِنا به امید تو می رسد یاور
غزل فدای تو حالا حماسه باید خواند
رسیده قصه‌ی ظلمت به انتها دیگر
برای صبح فرج عاشقانه حک کردیم
به روی بیرق خود؛ یا حسین، یا حیدر

آراسته نیا

  • زهرا آراسته نیا

یک کاروانِ با غُــــل و زنجیـــر می رود

با بچّه های پیـر و زمین گیـــر می رود

با معجری که نیست، لباسی که سوخته

ناموس یــاس، آیه ی تطهیــــر می رود

*

حالا کنـــار جـــادّه این خــــانم عــرب

با یـــاد آن بانوی شمشیـــــــر می رود

موکِـب برای عرض ارادت بــه پـــای او

تا شــوش - قلعه ی دلگیـــر - می رود

یا دانیـــــال ، ای حرمت خانه ی علـی

یک اربعیـن برای تـو تفسیـــر می رود

 90/10/25

پ ن: عربهای خوزستان هر ساله در اربعین حسینی مسیر اهواز تا شوش را با پای پیاده طی کرده و به زیارت حضرت دانیال نبی(ع) می روند . دیدن این صحنه های زیبا و عرفانی را به همه ی دوستان توصیه می کنم.

  • زهرا آراسته نیا

می ترسم " و لا " را آرام خوانده باشم و "جعل الله آخر زیارت منی " شده باشم

  • زهرا آراسته نیا

سن و سالش کم است با این حال

حرف حق را چه خوب می فهمد

دست  توی دست عمه ولی

دل میان سپاه می جنگد

 

از پدر یادگاری اش عشق است

مهربانی صفا کرم ایثار

چهره ی پدر به یادش نیست

دل ولی تنگ، تشنه ی دیدار

 

پیش چشمش عمو به خاک افتاد

: وای امامم حسین تنها شد

عمه دستش فشرد محکمتر

پا به پا کرد و موج برپا شد

 

تا که شمشیر می رود بالا

می دود دست او رها در باد

تیر و شمشیر تا فرود آمد

دست هایش فدا شد و جان داد

 

پیش مرگ امام خود گشته

درس ایثار یادمان داده ست

با ولایت همیشه باید بود

این شعار یل حسن زاده ست

 

محرم 1392

  • زهرا آراسته نیا