طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی

سوزستان

****************حرف‌های سوزان دلم که چاره‌شان نگاشته‌شدن بود ... نوشته‌های زهرا آراسته‌نیا

سوزستان

****************حرف‌های سوزان دلم که چاره‌شان نگاشته‌شدن بود ... نوشته‌های زهرا آراسته‌نیا

مشخصات بلاگ
سوزستان

هم فلسفه می خوانم و هم نقاشم
هر صبح به صورتم غزل می پاشم
"آراسته"ام به نام "زهرا" ای کاش
با سیرت فاطمی مزین باشم

صرفا جهت ثبت در خاطراتم:
مقام های کسب شده توسط این وبلاگ تا کنون
1- برگزیده بخش شعر مسابقه زیر نور ماه( هفته دفاع مقدس) -مهر 92
2- برگزیده بخش شعر مسابقه عاشورای انقلاب - دی 92
3- مقام دوم بخش یادداشت و مقاله مسابقه فریاد انقلاب - بهمن 92
4- برگزیده بخش شعر همایش پاسداشت شهدای امر به معروف خوزستان- مرداد 93
5- برگزیده مسابقه وبلاگ نویسی من انقلابی ام - بهمن 93
6- برگزیده مسابقه شعر من زنده ام - اسفند 93
7- برگزیده مسابقه شعر طنز دکتر سلام - اردیبهشت 94

Yemen ifyemen

جنبش letter4u

بایگانی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۳ تیر ۹۹، ۱۰:۴۱ - پلڪــــ شیشـہ اے
    ای جان😭

۷۶ مطلب با موضوع «تحلیل و نوشته» ثبت شده است

#فال_نامه

حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ
اگر چه صنعت بسیار در عبارت کرد

ای صاحب فال، سال هاست در پی راه اندازی صنعتی هستی و برای آن چاره ها اندیشیده ای.

ای صاحب فال، غافل از آنکه راه اندازی صنعت را مجوزی باید و دریافت مجوز را مجوزهایی و از جمله آن مجوزها، بودن ژنی خوب در میانه ی ژن های توست و اگر جنس ژن هایت خوب است که برو خوش باش و از خوشی هایت لایو و عکس لاکچری بگیر و پیج ها پرکن، پرفالوور!

لیکن اگر چنین ژنی نداری، چکمه آهنین بپوش و کمربندت را محکم کن و دل به راهروها و پله ها و _ان شاءالله و اگر خوش‌شانس باشی_ آسانسورهای ادارات و سازمان های بیشمار بسپار که زین پس سگ دو زدن های گام هایت در آنها برای اخذ یک امضا بسیار تکرار خواهد شد، تکرار شدنی!

و به نفعت است که حدیث عشق را از من بشنوی و بی خیال صنعت راه انداختن شوی و عمر و جوانی خویش را به هدر ندهی و گوش به وعده های صدمن یه غاز و صدها صنعت صنعت کردن در عبارات سخنرانی های دولتی ها از واعضی گرفته تا ربیعی و حتی خود حضرت شیخ نده که تو را به صنعتی هرچند کوچک نخواهند رساند.

 اگر شنیدی که سامانه شفافیت مجوزها راه افتاده پوزخندی بزن، و‌ رد شو که اگر جز این کنی سلول به سلول تنت دروغ بودنش را شهادت خواهد داد و آبرو برایت نخواهد گذاشت!

ای صاحب بخت برگشته فال، آخر مگر دلالی و واردات و حتی قاچاق کالا از چین و ماچین چه بدی داشت که یک بار نکردی و عز خود برده و با فکر راه اندازی صنایع کوچک، زحمت ما می‌داری؟

به جای فال حافظ گرفتن یک قهوه می‌خوردی و ته فنجانش را نشان زن همسایه می‌دادی… هم به تو می‌گفت که جز زمین خشک و پر از سنگلاخی که هی قل می‌خورند زیر پایت و ضمن زخم نمودن کف پا، کله‌پایت می‌کنند و همانا بوروکراسی اداری و سود وام بانکی و اصلا خود وام بانکی و رانت رانت‌داران و کلی چیز دیگر هستند، نصیبت نخواهد شد.

پس برو به حدیث دل انگیز و عاشقانه دلالی و وارد کردن جنس بی کیفت خارجی بپرداز که حمایت از صنایع کوچک و حمایت از تولید داخلی و ایضا جهش تولید در اقتصاد نئولیبرالی، محلی از اعراب ندارد.
و من الله توفیق

#زهرا_آراسته‌نیا
@arastehnia
#تلخند #حمایت_از_صنایع_کوچک #جهش_تولید #اقتصاد

  • زهرا آراسته نیا

زهرا آراسته نیا/ فقط یک دانشجو می‌داند، مشروط شدن و مشروطیت چه حسی دارد و تنها اوست که می تواند در چشمان مسئول آموزش دانشگاه نگاه کند و بغضانه! بگوید: صدور فرمان مشروطیت های پیش از تو سوءتفاهم بود!

اصلا به عقبه مشروطیت که دقیق شویم می بینیم همان مسئول آموزش ما را می گذاشتند فرمان مشروطیت بدهد خیلی مفیدتر از آنی می شد که «احمد قوام» از طرف «مظفرالدین شاه قاجار» خطاب به «مشیرالدوله»‌ی صدر اعظم نوشت. خودتان ببینید:
(جناب اشرف صدراعظم -- از آن جا که حضرت باری تعالی جل‌شأنه سررشته ترقّی و سعادت ممالک محروسه ایران را بکف کفایت ما سپرده و شخص همایون ما را حافظ حقوق قاطبه اهالی و رعایای صدیق خودمان قرار داده لهذا در این موقع که اراده همایون ما براین تعلق گرفت که برای رفاهیّت و امنیّت قاطبه اهالی ایران و تشیید مبانی دولت، اصلاحات مقننه به مرور در دوائر دولتی و مملکتی به موقع اجرا گذارده شود چنان مصمم شدیم که مجلس شورای ملی از منتخبین شاهزادگان قاجاریه، علماء، اعیان، اشراف، ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه در دارالخلافه تهران تشکیل و تنظیم شود که در مهام امور دولتی و مملکتی و مصالح عامه مشاوره و مداقه لازمه را به عمل آورده به هیئت وزرای دولت خواه ما در اصلاحاتی که برای سعادت و خوشبختی ایران خواهد شد اعانت و کمک لازم را بنماید....)

شرط می‌بندم مشیرالدوله اصلا نفهمیده که احمد قوام چه نوشته! یکی نبوده بهشان بگوید به فکر خودتان نیستید، لااقل به فکر ما نوه نتیجه های بدبختت آینده سازتان باشید که مجبوریم این نوشته های سخت‌سختتان را بخوانیم و نمره امتحان تاریخ بگیریم!

من که می گویم هر چه بر سر مشروطیت آمد و اینکه مشروطه ی ما آن طور که شیخ فضل الله نوری می خواست «مشروعه» نشد به خاطر همین اصرار قدیمی ها بر سخت‌سخت نوشتن بوده که هیچ کدامشان نمی فهمیده آن یکی چه نوشته ولی به خاطر اینکه آبرویشان نرود دم برنمی آورده اند.
از این هم که بگذریم، آن وسط مسط های واژه های قلمبه سلمبه ی این متن عجیب غریب و باکلاس ماکلاس احمد آقای قوام، رسیدیم به آنهایی که مجلس ملی بناست از آنها تشکیل شود، شاملِ « منتخبین شاهزادگان قاجاریه، علماء، اعیان، اشراف، ملاکین و تجار و اصناف به انتخاب طبقات مرقومه»
یعنی خیلی شیک و مجلسی مشخص کرده که کلا یک سری #ژن_خوب از قدیم دور هم جمع بوده اند و حالا هم برای همان ها یک سفره جدیدی پهن شده و یک لقمه بیت المال است که بروبچز! به کف آورده اند و دور هم (ان شاءالله) به غفلت نمی خورند.
اعتراف می کنم آن زمانی که به تصویب بیست دقیقه ای برجام توسط علی شون! اعتراض می کردم این نامه وزین و سند تاریخی را نخوانده بودم وگرنه به جای آن همه جیغ و داد و مطلب نوشتن، لبخندی زده و مثل صحنه آخر فیلم های وسترن_دراماتیک سیگارم‌ را به پشت سر پرت کرده و در گرگ و میش یک غروب بارانی با خود می خواندم: «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش» و در افق محو می شدم...

پ ن: با اعتراض مشروطه‌چی ها، خیلی بخش های نامه مظفرالدین شاه بعدا اصلاح شد.

  • زهرا آراسته نیا

چیزهای غربی از آنجایی که غربی هستند و غرب با غین شروع می‌شود و غین یک عالمه بعد از شین است و لذاست که همیشه جدیدتر از آن است، پس آنها هم همیشه جدیدتر و باکلاس‌تر از چیزهای شرقی هستند.
می‌دانم استدلالی به این محکمی تا حالا نشنیده بودید و هنوز در حال کف کردن هستید ولی خب باید بگویم استدلال به اینجا ختم نمی‌شود بلکه از آنجایی که چیزهای غربی باکلاس هستند باید خیلی خیلی با احترام و نایس با آنها برخورد کرد. یکی از موارد مورد نیاز برای ارائه برخورد نایس، عدم محاکمه چیزهای غربی در دادگاه های شرقی ست که اسمش را گذاشته اند «کاپیتولاسیون».
خدایی اسمی به این باکلاسی در کجای شرق پبدا می‌شود؟ این غربی‌ها حتی مجرم‌هایشان هم کاپیتان هستند!
این کاویتولاسیون یک چیزی در مایه های هشتگ #کاپیتان_مجرم_نیست خودمان است و اصلا مگر می‌شود کاپیتان‌ها مجرم باشند؟
فوق فوقش شاه یک مملکت شرقی وسط خیابان دلش غنج می‌رود بوسه ای از زیر اگزوز ماشین یک‌ غربی (همان کاپیتان خودمان) بزند و خودش را می‌کوبد به ماشین کاپیتان قصه و حالا یک وقت هم دیدید این وسط شاه شرقی می‌میرد که قطعا اصلا مهم نیست و مهم آن است که #کاپیتان_مجرم_نیست و تازه همین که دیه ی زه ماشینش را که با ضربه ی سر شاه مرحوم اوف! شده از خزانه تان برنداشته باید بروید آمون را شکر کنید! دیگر این جلافتا که انتظار تشکیل دادگاه و رسیدگی به قضیه در کشورتان را داشته باشید خدایی خیلی رو می‌خواهد!

نکته مهم اینکه این کاپیتان ها هم خودشان کاپیتان هستند و هم همه اموال و وسایلشان!
یعنی حتی اگر یک‌ سگ غربی هم پای بچه شما را گاز بگیرد، خب حتما احساس نیاز کرده و شما نه تنها حق نداری به سگ محترم غربی بگویی چخه بلکه گاهی لازم است پای دیگر بچه ات را هم بدهی بخورد شاید زبان بسته گشنه اش بوده خب!

خدایی قانون از این مترقی تر و حقوق بشرمندانه تر کجا پیدا می‌شود که مردانی از قوم شما پا را در کفش مخالفت با آن کردند و زدند این قانون را نیست و نابود کردند؟!

  • زهرا آراسته نیا

آراسته نیا: از عجایب روزگار ما یک موجود عجیب الخلقه به نام جهاد دانشگاهی است که از
شما چه پنهان جزو شیرهای مردادی است و ۱۶ مرداد متولد شده و‌ می طلبد که یک هپی بردز دی تو یو ای جهاد دانشگاهی عزیزِ بلند نثارش کنیم...
این که گفتم عجیب الخلقه از آن جهت بود که تا به حال هرچه جهاد و جهادی دیده ایم، یا تا زانو داخل خاک و خل بوده اند یا خواب و خوراک نداشته اند و وسط بیابان و کوه و کمرهای دور افتاده مشغول خدمت به مردم.
اما این یکی عموما درست در بهترین جاهای شهر برای خود دم و دستگاه راه انداخته و از جوانان مردم پول می گیرد تا در دانشگاه های غیرانتفاعی خود به آنها مدرک بدهد و سطح علمی جامعه را با پله‌برقی بالا ببرد اما تنها اشکالش آنجاست که همراه این مدرک ها کوزه‌ای برای گذاشتن مدرک دم آن و آبش را خوردن به عنوان اشانتیون داده نمی شود و لذا جوانان بدبخت پی از فارغ التحصیلی باید به دنبال کوزه مناسب زمین و زمان را بگردند وگرنه یک عالمه کار که همینجور ریخته!
اصلا درستش هم همین است. جهاد دانشگاهی که نباید خاک و خلی باشد!
پس ابهت علم و عالم چه می شود؟! چه معنی دارد هی این دانشجوها و از آن بدتر پزشکان سرشان را می اندازند پایین و می روند این ور آن ور رایگان کار می کنند و شأن اجتماعی خود را به خطر می اندازند؟!
آدم انقدر درس بخواند و بشود دانشجو بعد برود برای مردم کپرنشین آجر بیاندازد بالا و همینطور مفتی مفتی خانه بسازد؟ جهادی های دانشگاه همین کارها را می کنند که بعد آن یکی جهاددانشگاهی مجبور می شود برای بر هم نخوردن تعادل اقتصاد، هی دانشگاه غیرانتفاعی بزند و پول بگیرد. نهاد هم انقدر متعادل؟😉

  • زهرا آراسته نیا

زهرا آراسته نیا/ از آنجا که ما کلا آدم‌های فهیمی هستیم و به اطلاعات زیادی دسترسی داریم و سریع می‌توانیم ته و توی هرچیزی را از گوگل و ویکی‌پدیا دربیاوریم، لذا تشخیص دادیم که دیگر نیازی به شورای نگهبان و بررسی صلاحیت داوطلبان انتخابات مختلف نداریم.

هرکس خواست بیاید کاندید بشود ما خودمان می گردیم به بهترینش رای می‌دهیم. حالا اینکه کلا یک هفته برای تبلیغات وقت هست و ما باید در همان یک هفته هم اسم هزاران نفر نامزد انتخاباتی را بشنویم و هم برویم با گوگل بشناسیمشان و هم بینشان انتخاب کنیم هم خیلی مهم نیست.

اینکه خیلی از آن هزاران نامزد هم اصلا تا به حال سابقه ای در اینترنت نداشته اند و ویکی‌پدیا خیلی هم که به خودش فشار بیاورد نهایتا بتواند بنویسد: فلانی، نامزد بهمان انتخابات بیسار! هم که اصلا مهم نیست. ها راستی اینکه خیلی آدم ها هم کلا گوشی هوشمند ندارند و کاری به کار نت ندارند هم که اصلاِ اصلا مهم نیست…!

می‌گویید اینترنت که صاحاب ندارد و هرکس می‌تواند بیاید یک پیج بزند و الکی الکی کلی چیزهای خوب به خودش و کلی چیزهای بد به دیگران نسبت بدهد و راست و‌ دروغش معلوم نباشد؟! خب بگویید به من چه؟!

تازه از این‌ها هم که بگذریم، ما چند نفر نماینده می فرستیم مجلس که هر قانونی دوست داشتند تصویب کنند. دیگر چه معنی دارد کسانی بیاید بررسی کنند که آن قانون ها با شرع و قانون اساسی مغایرت دارند یا نه؟! حالا اینکه من به خاطر شام خوشمزه ای که در ستاد فلانی خورده بودم بهش رأی دادم و فرستادمش مجلس و همین دیروز هم عکسش منتشر شد که وقت بحث و رأی‌گیری در مورد تصویب قانونِ نمی‌دانم چه، داشت با موبایلش مافیا بازی می‌کرد و فرت و فرت پست های اینستا را لایک می‌کرد و بعد هم یک ساعتی از خستگی ناشی از لایکیدن خوابش برده بود که اهمیتی ندارد.

بالاخره دورهم یک رأیی داده اند و یک قانونی تصویب شده، حالا یک عده بیایند بنشینند و روکنند آنها بین خواب و بیداریشان خلاف شرع و قانون اساسی مصوب کرده اند؟! خوبیت ندارد والا!

  • زهرا آراسته نیا

🔴چرا لالا لالا گل فندوق؟!

یادم نمی آید ولی مطمئنم آن زمانی که توی قنداق بودم و با صدای پر از خشِ پیرزن‌های فامیل، لالایی می شنیدم، وقتی به اینجایش می رسید که: «لالا لالا گل فندق، بابات رفته سر صندوق» و درست در همان وقت -بین رفت و برگشت های سریع و تهوع آور گهواره- بابا را می دیدم که نشسته وسط اتاق و چایی می خورد و دورش هم هیچ صندوق یا چیزی شبیه آن نیست، ونگ ونگ گریه ام بلند می شده که یعنی: « چرا به منِ طفل معصوم دروغ می گویید؟! »
کمی که گذشت هی از صبح تا شب با من تمرین می کردند که یاد بگیرم بخوانم: «یه توپ دارم قلقلیه... سرخ و سفید و آبیه» و تازه «مشقامو خوب نوشتم» و بعد «بابام بهم عیدی داد... یه توپ قلقلی داد» حال آنکه من هیچگاه نه توپی با ترکیب رنگ سرخ و سفید و آبی داشته ام و نه در آن عنفوان خردسالی مشقی نوشته بودم و نه بابا بهم عیدی، توپ قلقلی ای داده بود. و اصلا مگر کسی که مشقش را خوب می نویسد چیزی که بهش می دهند اسمش جایزه نیست؟! پس چرا دیگر قیمه ها را می ریختند توی ماست ها و جایزه را با عیدی سروتهش را هم می آوردند؟!

این وسط یک بزبزقندی ای هم بود که هیچ وقت نفهمیدم یک سبد علف جمع کردنش چرا به اندازه سه بار رفت و برگشت گرگ بیچاره تا دم خانه شنگول منگول و نانوایی و عسل فروشی و چندتا جای دیگر طول کشید؟ من که می دانم بز سر به هوا به اسم علف جمع کردن رفته بوده پاساژگردی و خونه ننه قلقله زن و یک توک پا آرایشگاه شنل قرمزی خانم و این همه سال ما را علاف سه تا بچه ی آی کیو پایینش کرده است!
مدرسه‌رو که شدیم، هفت هشت ده جلد کتاب «قصه های خوب برای بچه های خوب» دادند دستمان که ما هی تویش می گشتیم تا به یک نصفه نقاشی برسیم و یک نفسی تازه کنیم بین آن همه کلمه و جمله.
ولی با تمام این حرف ها وضع ما خیلی خیلی بهتر از کودکان امروزی بود که مامان بابا و فک و فامیل فقط با گوشی هایشان برای آنها کلیپ لالایی و قصه پِلی می کنند و دیگر لذت صدای خش دار اما اورجینال شنیدن را هم ندارند.

#زهرا_آراسته‌نیا

پ ن: روز ادبیات کودک و نوجوان رو بهانه ای بدونیم برای ارزش دادن به فکر و اندیشه کودکانمون

پ ن۲: منتشر شده در پایگاه خبری تحلیلی دانشجونیوز

@arastehnia

Https://eitaa.com/joinchat/2783444993C792bec2f2c

  • زهرا آراسته نیا

🔺

۱_ پایش افراد کرونا‌مثبت از نظر محل و علت احتمالی ابتلا که به تشخیص کانون‌های شیوع و رفع آن‌ها کمک می‌کند

۲_ اعلام اسامی افراد مبتلایی که در قرنطینه‌خانگی به سر می‌برند به جهت اطلاع سایرین و عدم ارتباط با آنها به مدت ۱۴ روز

۳_ عدم تحویل اجساد (چه کرونایی چه غیرکرونایی) به خانواده‌ها و انجام عمل تدفین توسط خود سازمان آرامستانها به جهت جلوگیری از تجمع در مراسم تدفین

۴_ سرکشی به خانواده‌های افراد تازه فوت شده و مطمئن شدن از عدم برپایی مراسم در منزلشان( باتوجه به تعداد پایین افراد فوت شده در کل شهرستان، این امر مشکلی نیست)

۵_ مسدود کردن کوچه‌باغ‌های اطراف شهر

۶_ تعطیل و خاموش بودن پارک‌های سطح‌ شهر

۷_ توزیع ماسک در ورودی ادارات به ارباب رجوع

۸_ عدم تعطیلی ادارات به جهت جلوگیری از تجمع غیرمعمول، در روزهای پس از تعطیلی

۹_ اعلام سامانه های اینترنتی برای تمام ارگان‌ها و کاستن از حجم مراجعات حضوری. (واقعا ارائه سی دی اجرای یک دانش آموز به اداره آموزش و‌پرورش برای شرکت در مرحله استانی مسابقات فرهنگی، آن هم در شرایطی که فایل آن با استفاده از پیام‌رسان های اینترنتی به راحتی قابل ارسال است، کار بسیار عبث و دور از عقلی ست که متاسفانه این روزها در دزفول شاهد آن هستیم)

۱۰_ ارائه بسته اینترنت رایگان به سیم کارت های شهر

۱۱_ برگزاری پویش ها و برنامه های جمعی از ره دور در ساعات خاص از روز که موجب همبستگی و شادی مردم می شود.

۱۲_ راه اندازی سامانه ۴۰۳۰ مشاوره و تماس کارشناسان با افراد (همانند طرح غربالگری کرونا) و پرسشگری و پایش وضع روحی و روانی افراد و ارائه کمک‌های مشاوره ای به عموم مردم.

۱۳_ کمک به گروه‌های جهادی جهت افزایش تولید مایحتاج بهداشتی مردم

۱۴_ استفاده از ظرفیت نیروهای جهادی در بخش‌های آزمایشگاهی و تسریع نمونه گیری و جلوگیری از تجمع افراد مشکوک به کرونا در آن اماکن

۱۵_ انتقال آزمایشگاه اصلی و مرکز ۱۶ ساعته تست کرونا به محلی بزرگتر و ایجاد فضایی مناسب‌تر برای مراجعین( درحال حاضر افراد بسیاری با اینکه احتمال مبتلا بودن را می‌دهند اما با این استدلال که آزمایشگاه آن قدر شلوغ است که حتی اگر کرونا نداشته باشی آنجا مبتلا می‌شوی، برای تست مراجعه نمی‌کنند و به ارتباط عادی خود با دیگران ادامه می‌دهند!)

#زهرا_آراسته‌نیا

#به_لطف_خدا_ڪرونا_را_شڪست_میدهیم
https://eitaa.com/joinchat/2783444993C792bec2f2c

Instagram.com/arastehnia

  • زهرا آراسته نیا

ماجرای غیزانیه حرف دردهایی ست که شنیده نمی‌شوند.
سال ۸۸ عده‌ای گفتند اعتراض داریم و آشوب کردند. رهبر مسیر قانونی اعتراض را نشانشان داد و منتظر اعتراض قانونی آنان ماند. اما آنها به جای راه قانون از بی‌راهه اغتشاش رفته و بر این کارشان اصرار کردند.
رهبری محکم در مقابلشان ایستاد تا نشانمان دهد رسیدن به خواسته از راه غیرقانونی و آشوب را برنمی‌تابند.
پافشاری بر اجرای راهکارهای قانونی، نه فقط در فتنه ۸۸ که در تمام مقاطع، سیره عملی رهبر انقلاب بوده است.
🔸اما نکته مهم وجود و تاثیرگزاری مجراهای قانونی در موارد گوناگون است.

در مسئله انتخابات ۸۸ راه و روال قانونی اعتراض به صورت کامل و شفاف موجود بود و نهاد امینی چون شورای نگهبان آماده رسیدگی به اعتراضات بود.

🔴اما در سایر موارد چه؟

اینکه مردمی سال‌ها از بی‌آبی رنج ببرند و راه‌کاری برای رساندن اعتراضشان به مراجع ذی‌صلاح برای حل مشکل نباشد، مسئله‌ای ست که لاجرم پای اغتشاش را به میان می‌کشاند.
🌐باید خیلی خیلی خیلی خودمان را به کوچه علی چپ بزنیم و عینکمان بسیار خوشبین باشد که تشنگی مردم پر آب‌ترین استان کشور را غیرعمدی بدانیم ولی باز ما اینکار را می‌کنیم و تنها به دنبال جواب این پرسش می‌افتیم که کی قرار است ساز و کار اعلام اعتراض به مسائل مختلف برای مردم فراهم شود؟
در کشوری که #جمهوریت اصل مهم قانون اساسی آن است و آیینی را به رسمیت پذیرفته که #امر_به_معروف_و_نهی_از_منکر، از اصلی‌ترین احکام آن است، این که راهی برای شنیده شدن اعتراض جز با امنیتی شدن آن نباشد بسیار جای شرمساری و تعجب است.

🔺لذا مطالبه اصلی در حال حاضر و به جهت عدم تکرار وقایع دردناکی چون این روزهای غیزانیه، ایجاد و معرفی سریع راهکار منطقی و در دست‌رس و شفاف اعلام و پیگیری اعتراضات مردمی از نهادها و دستگاه‌های دولتی ست که اقدام #نمایندگان_مجلس و توجه #قوه_قضائیه را می‌طلبد.

#زهرا_آراسته‌نیا
@arastehnia

#غیزانیه

  • زهرا آراسته نیا
حتی سرکلاس عرفان نظری هم با استاد بحثم می‌شد که چرا باید قبول کنم یک نفر به فلان کشف و شهود رسیده که بعد بخواهد به زور تحت استدلال های شبه منطقی بچپاندشان و درست بودن شهودش را برایم اثبات کند؟! من نهایتا می‌توانم بگویم فلانی آدم دروغ‌گویی نیست پس لابد یک چیزی دیده که برای خودش حجت است. همین!

هر بار هم که با مادرم روضه خانگی زنانه شرکت می‌کردم، در تمام مدت اضطراب در چهره او موج می‌زد که نکند با خانم‌جلسه بحثم شود سر همین تعریف حکایت ها و خواب های این و آن.

با تمام این حرف‌ها می‌دانم که این نظر شخصی ذهن چارچوب‌بسته و منطقی من است و نه آن عرفا و نه آن خانم‌جلسه ها، هیچ کدام گناهی مرتکب نشده‌اند تا وقتی که نخواهند آن حرف ها را به عنوان اصل دین به دیگران بقبولانند.
ماجرای حاج محمود کریمی دوست‌داشتنی هم از همین دست است.
اگر من بودم هیچ وقت وسط روضه حکایت تعریف نمی‌کردم ولی او من نیست و خیلی های خیلی زیاد دیگر هم من نیستند و امامشان را دلی و لاتی دوست دارند.

و بعد هم توضیحات منطقی حاجی که به طور واضح مشخص کرد نه عمدی در کار بوده و نه حتی، با نگاهی از زاویه دیگر، تقصیری.

این وسط سیل توبیخ ها و شماتت های بیش از حدی که پیرغلام خوش فکر و انقلابی دستگاه ثارالله را هدف قرار داده آدم را بدجور یاد روند گیردادن ها به ایشان بعد از موضع گیری های صریحشان در فتنه ۸۸ تا به امروز می‌اندازد. گیردادن هایی که هر بار وجهی از زندگی حاج محمود را بهانه می‌کنند برای به انزوا کشاندن این نیروی فعال و تاثیرگزار و خالص انقلاب.
وگرنه انتقاد دارید، به روی چشم! او هم که پذیرفت اشتباهش را.

هرچند شأن حاج محمود بسیار بالاتر است اما لااقل همپایه ی سلبریتی های بی فایده برای اجتماعی که هر روز زیر تا بالای نظام و کشور و شهدا و همه چیزمان را به باد سخره و توهین می‌گیرند با او برخورد کنید. همانها که بعد با یک کلیپ زورکی عذرخواهی دوباره صاحب آنتن ملی صدا و سیما می‌شوند و در تمام مسائلی که هیچ تخصصی ندارند فرصت حرف زدن بهشان داده می‌شود و تازه برای چرندیاتشان میلیون میلیون پول بیت المال را هم تقدیمشان می‌کنند.

غلام حضرت ارباب که معامله اش با خود ارباب است و این تشویق ها و تهدید های آدم ها خللی در اراده اش ندارد ولی...

ولی خودمانیم آیا آنان که مساجد و هیئت‌ها و حرم ها را بسته می‌خواهند حالا دنبال گرفتن همین عرض ارادت های از راه دور هم نیستند؟ آیا نباید شک کرد که امروز کریمی و حکایتش بهانه باشد و فردا چیز دیگر؟

✍ زهرا آراسته‌نیا

@arastehnia

#محمودکریمی
Suzestan.ir

Instagram.com/arastehnia
  • زهرا آراسته نیا
🎥 به بهانه اکران فیلم منطقه پرواز ممنوع


زهرا آراسته‌نیا / ده سال است که صدای عمار در فضای سینمایی و رسانه‌ای کشور طنین انداز شده و جوانان این مرز و بوم ایستادند تا عمارهای رهبر باشند و حرف های حقِّ کمتر شنیده شده را خانه به خانه و شهر به شهر به گوش مردم برسانند آن هم با زبان تصویر.
بر آن شدیم تا فیلم های کوتاه و بلند و مستند و داستانی و انیمیشن و هرنوع دیگری را که حرف حقی برای گفتن دارند و در پروپاگاندای رسانه‌ای این روزها مجالی برای دیده شدن نداشتند و زیر فشار بایکوت پول‌های هنگفت غول‌های رسانه‌ای در آستانه خفه شدن بودند را با همتی انقلابی به گوشه گوشه کشور رسانده و پیش چشم های عدالت‌خواه مردم کوچه و بازار به نمایش بگزاریم.

باید ذائقه سینمایی مردم عوض می‌شد تا دوباره سینما به مفهوم والای هنر می‌رسید که معنای واژه هنر چیزی جزخوب‌مردی نیست.

در نگاه عمار، همه مخاطبند و همه اکران‌کننده! هر بیننده ای می‌تواند و باید رساننده فیلم و پیام فیلم به دیگران باشد و بعدتر خودش فیلم‌ساز حرف حقی دیگر.

و اکنون عماری‌ها در نخستین تجربه فیلم‌سازی بلند سینمایی‌شان به سراغ مهم‌ترین گروه اجتماع که آماده‌ترین گیرنده برای پیام حق و مستعدترین گروه برای تغییر و پیشرفت و آینده‌سازی که همان نوجوانان فهیم ایران‌اند رفته و فیلم سینمایی منطقه پرواز ممنوع را با نگاه ویژه به این قشر به پرده اکران رساندند.

منطقه پرواز ممنوع، فیلمی که تمام حرف‌های حق این روزها را درخود دارد. از علم و جهاد و ادب و اقتدار و پیشرفت گرفته تا مقابله با نفوذ و دشمن داخلی و بیگانه.
منطقه پرواز‌ممنوع، از معدود فیلم‌هایی ست که نه تنها صحنه‌ای برای سانسور ندارد بلکه هیچ پلان حوصله‌سربری برای با سرعت ۲x دیدن هم در آن نمی‌یابی و وقت دیدنش، یک ساعت و سی و شش دقیقه، میخکوب پرده سینما خواهی بود.

و چه دلنشین و دل‌خواه است دیدن خودِ حقیقی یک نوجوان ایرانی مسلمان روی پرده سینماهایی که خیلی‌ها خودشان را به آب و اتش می‌زنند تا پیکسل به پیکسلش طعم هالیوود بدهد و عطر بالیوود!

اینجا اما ایران است و ایرانی‌های متعهد حالا آمده‌اند پای کار هنر هفتم و میلیارد میلیارد فروش یک فیلم ارزشی پاک، دهان خیلی از ایرانی‌نشناسان را از تعجب باز گذاشته است.

به امید موفقیت‌های بیشتر هنرمندان انقلابی

@arastehnia
  • زهرا آراسته نیا