طراحی و راه اندازی سایت های اینترنتی

سوزستان

حرف های سوزان دلم که چاره شان نگاشته شدن بود ... نوشته های زهرا آراسته نیا

سوزستان

حرف های سوزان دلم که چاره شان نگاشته شدن بود ... نوشته های زهرا آراسته نیا

مشخصات بلاگ
سوزستان

هم فلسفه می خوانم و هم نقاشم
هر صبح به صورتم غزل می پاشم
"آراسته"ام به نام "زهرا" ای کاش
با سیرت فاطمی مزین باشم

صرفا جهت ثبت در خاطراتم:
مقام های کسب شده توسط این وبلاگ تا کنون
1- برگزیده بخش شعر مسابقه زیر نور ماه( هفته دفاع مقدس) -مهر 92
2- برگزیده بخش شعر مسابقه عاشورای انقلاب - دی 92
3- مقام دوم بخش یادداشت و مقاله مسابقه فریاد انقلاب - بهمن 92
4- برگزیده بخش شعر همایش پاسداشت شهدای امر به معروف خوزستان- مرداد 93
5- برگزیده مسابقه وبلاگ نویسی من انقلابی ام - بهمن 93
6- برگزیده مسابقه شعر من زنده ام - اسفند 93
7- برگزیده مسابقه شعر طنز دکتر سلام - اردیبهشت 94

Yemen ifyemen

جنبش letter4u

آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۱ تیر ۹۶، ۲۲:۰۱ - امیری
    100

۱۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

"دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد"

شاید مجوز ساخت اصلا نداشت فرهاد!

والا

  • زهرا آراسته نیا
بادکنک شده ام
هر روز بزرگ تر می شوم
با گازهای مضر دی اکسید گناه!
  • زهرا آراسته نیا

مصدق

روزگاری مردم ایران با وحدت و یکپارچگی خود توانستند به موفقیتی بزرگ به نام "ملی شدن صنعت نفت" دست پیدا کنند.

اما توطئه بیگانگان طعم این شیرینی را از کام ها زدود و اختلاف افکنی زمینه استبداد و دیکتاتوری صدچندان را فراهم کرد.

وحدت بین مصدق و آیت الله کاشانی و بالاتر بین عامه ی مردم اصلی ترین عامل پیروزی های آن دوران بود. وحدتی که خیلی زود هدف تیرهای زهرآگین دشمنان قرار گرفت و روز به روز ضعیف تر و کمرنگ تر شد.

دشمنان برای از بین بردن وحدت هر روز دست به کار و توطئه ی تازه ای می زنند، از تعریف و تمجید های بسیار زیاد از مصدق گرفته تا کوبیدن و توهین به آیت الله کاشانی، از پررنگ کردن نقش مردم گرفته تا کمرنگ نشان دادن نقش روحانیت، از تاکید نمایشی بر بدی انگلیس گرفته تا زیباجلوه دادن افتادن در چاه آمریکا!

و خلاصه نتیجه ی اختلاف افکنی ها گذشته از آنکه کدام گروه حق دارد و کدام طیف بی راه می گوید، می شود دوران سیاه استبداد بعد از 28 مرداد و زخم خوردن های پیاپی از شیطان بزرگ.

و این داستان ادامه دارد....

  • زهرا آراسته نیا

با وجود اصرار زیاد دخترم، براش خمیربازی نخریدم . فقط به خاطر اینکه خارجی بود
با وجود اینکه نیاز داشتم مسواک نخریدم، فقط به خاطر اینکه خارجی بود
خوش حالم که امروز این سخنان رهبرم رو شندیم:
"اجازه نفوذ ""اقتصادی""، سیاسی و فرهنگی آمریکا را با همه‌ توان، نخواهیم داد و با این نفوذ مقابله خواهیم کرد‌." امام خامنه ای 93/5/26 در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت

پ ن: فروشگاه های بزرگ باید به سمت برند سازی و تولید ملی پیش بروند وگرنه سالها محل فروش محصولات خارجی رنگارنگ بودن افتخاری نیست

  • زهرا آراسته نیا

به پیش می روند
لحظه های زندگی
روی موج مرگ

  • زهرا آراسته نیا

نگاهم کن که آرامش
فقط تو برق چشماته
غروب خستگی هامون
توی سرخیّ لب‌هاته

شبیه آب می خندی
شبیه نم نم بارون
دلم می گیره یک لحظه
نباری روی دنیامون

چراغی روشنه اینجا
تو شب هایی که تبداره
به تو بسته نفس هاشو
دل یک زن که بیداره

ببین موهای شعرم رو
چه مستونه پریشونه
چه سنجاق سری داره
گل اسم تو روشونه

چشاتو باز کن رویا
همینجایی که من هستم
می دونم واقعی نیستی
به وهمت باز دل بستم

  • زهرا آراسته نیا

عهد کرده٬ بوق بزند برای ماشین هایی که عروسشان حجاب دارد.
کم کم
بوقش دارد عنکبوت می بندد در خیابان های اهواز!

  • زهرا آراسته نیا

تقدیم به شهید عبدالامیر رمی و شهدای گمنام غواص که در دزفول تشییع خواهند شد

عاقبت تعبیر خواهد شد تمام خواب ها

شهر ما مادر شود، بر روی دستش قاب ها

حضرت "روبند"1 می آید به استقبالتان

بچه ی رودی بیا ای تو شهید آب ها

من گذشته از سرم آب و غریق دردهام

آی غوّاص دلیر عرصه ی گرداب ها

دست های بسته تان چشمان ما را باز کرد

وای بر این زندگی بر بودن مرداب ها

چشمه ی نوری که از تابوت ها جاری شده

می کشد خود را به سوی قلب ما بی تاب ها

کربلا در کربلا باران اشک و غیرت است

کربلای چارتان گریان ترین سیلاب ها

مرد یعنی قامت رعنایتان روز نخست

کیسه های کوچک برگشته در اعجاب ها

کوچه های شهر مسجد ها به پاتان بوسه زد

پاکی پیغامتان سجّاده ی محراب ها

14/5/94

زهرا آراسته نیا

1- امام زاده رودبند که در زبان محلی "روبند" گفته می شود و در کنار رودخانه دز مدفون می باشند

 

  • زهرا آراسته نیا

دنبال پریز نگرد!
برق چشمانت در من القا شد...

  • زهرا آراسته نیا

بر جان احساسم نشسته گرد آهی
بر دوش ایمان می کشم بار گناهی
با خود برایی واژه ها لبخند داری
لبخند تو هِی می کشد من را به راهی...
تا عاقبت دل را به یوسف ها رسانم
یعقوب من این بار افتاده به چاهی
عاشق شدی اما به اسلوب حماسه
باید به اوزان غزل شک کرد گاهی
یک نینوا فریاد در نای تو جاری ست
از نوحه می سازی برای خود سلاحی
باران بهمن ماه، ای مرد جنوبی
"دِز" را تب شور شما کرده ست راهی
در عصر سیمان هم سرودی می شود بود
بر ساحت قدس الهی خرده کاهی1


1-    شهید بهمن (محمدجواد) دُروَلی،از فرماندهان شهید شهرستان دزفول،  در وصیت نامه خود اینگونه نوشت: " دوست دارم قبرم را ساده و همسطح زمین درست کنید و با اندکی سیمان روی آنرا بپوشانید و فقط با انگشت روی آن بنویسید:
پر کاهی تقدیم به آستان قدس الهی و همه برایم طلب مغفرت نمائید."

  • زهرا آراسته نیا